سرکوب خونین و شکست‌سازی آلترناتیوهای بورژوایی؛ ضرورت مبارزه مستقل و انترناسیونالیستی طبقه کارگر

فهرست مطالب:

•     مقدمه

•     سرکوب خونین

•     آیا جلوگیری از قتل‌عام ممکن بود؟

•     پروژه امپریالیستی مهار بورژوایی اسلامی

•     جنگ تبلیغاتی و رسانه‌ای

•     انقلاب ملی؛ پروژه‌ای بورژوایی علیه طبقه کارگر

•     تاریخ‌سازی بورژوایی در تقابل با سنت مبارزه طبقاتی

•     چپ سرمایه

•     تشدید مبارزه طبقاتی تنها افق

•     خطوط اصلی مواضع

مقدمه

موج جدید اعتراضات در ایران، در هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴، پس از کاهش شدید ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی آغاز شد و به سرعت به دیگر شهرها گسترش یافت و شکل اعتراضات ضد دولتی به خود گرفت. ریشه‌ی مادی این اعتراضات، نارضایتی گسترده از دژخیمان بورژوازی اسلامی بود و در عین حال، به شکلی از جنبش مردمی «همه با همی» تبدیل شد.

اما ماهیت «همه با همی» زمینه‌ای برای ورود نیروهای ارتجاعی فراهم می‌کند. به همین دلیل، سلطنت‌طلبان، نیروهای فوق ‌ارتجاعی و ماجراجویان توانستند در این اعتراضات حضور پیدا کنند و نقش خود را ایفا کنند. مثال مشخص آن، فرزند دژخیم شاهنشاهی بود که به عنوان نیروی نیابتی اسرائیل، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ‌ماه رأس ساعت ۸ شب فراخوان داد و با اشاره به عقب‌نشینی احتمالی نیروهای سرکوب، ریزش آن‌ها را پیش‌بینی کرد. نتیجه اما سرکوب خشن و گسترده بود و هیچ ریزشی نیز رخ نداد.

از افق کمونیست چپ، پرسش کلیدی این است که چگونه می‌توان از قتل‌عام‌های مشابه جلوگیری کرد و تله‌هایی را که بورژوازی و نهادهای امنیتی پهن می‌کنند، خنثی نمود. تاریخ جنبش کارگری نشان داده است که موفقیت تنها زمانی امکان‌پذیر است که پیشروان طبقه‌ی کارگر با پختگی سیاسی و آگاهی طبقاتی عمل کنند و نه صرفاً موفقیت‌های آنی و هیجانی جنبش، بلکه اهداف درازمدت پرولتاریا را مدنظر قرار دهند.

برای نمونه، در ژوئیه‌ی ۱۹۱۷ در روسیه، زمانی که بخش‌هایی از کارگران و سربازان آماده‌ی رویارویی زودرس با قدرت حاکم بودند، بلشویک‌ها با درک توازن قوا و پرهیز از ماجراجویی، از کشیده شدن جنبش به تقابلی نابهنگام جلوگیری کردند. این تجربه نشان می‌دهد که تشخیص لحظه‌ی مناسب و حفظ افق استراتژیک، برای جلوگیری از شکست‌ها و سرکوب‌های خونین، حیاتی است.

تجربه دی ‌ماه ۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد که هرچه اعتراضات بیشتر بر صف مستقل کارگری و مبارزه از پایین، به ‌دست خودِ کارگران، متکی باشد و از سوی پیشروان آگاه طبقه همچون قطب‌نما جهت‌دهی شود، نه تنها از تله‌ها و دست‌اندازی‌های نیروهای سرمایه و نهادهای امنیتی مصون‌تر می‌ماند، بلکه ظرفیت بیشتری برای تداوم و گسترش مبارزه پیدا می‌کند. استقلال طبقاتی و سازمان‌یافتگی از پایین، شرط اساسی تبدیل خشم پراکنده به نیرویی آگاه و پایدار است.

در شرایطی که گرایش‌های راست و چپِ سرمایه هر یک در حال ایفای نقش خود هستند و حتی نیروهای سیاه، باندهای نیابتی امپریالیستی و عناصر ماجراجو در جهت مخدوش‌کردن فضای سیاسی و انحراف مبارزات عمل می‌کنند، وظیفه کمونیست‌های چپ سنگین‌تر از همیشه است: ارائه تصویری شفاف از حوادث از افق انترناسیونالیستی، تأکید بر جنبش مستقل کارگری و سازمان‌دهی مبارزه از پایین، از طریق ابزارهایی چون کمیته‌های کارگری، کمیته‌های اعتصاب، کمیته‌های محلات، مجامع عمومی و دیگر سازوکارهای جمعی است.

تنها زمانی که طبقه کارگر خود هدایت مبارزه را در دست گیرد و اقشار تحتانی جامعه را به دنبال خویش بسیج کند، امکان دخالت نیروهای ارتجاعی، چه در حاکمیت و چه در اپوزیسیون، به حداقل می‌رسد. در چنین شرایطی، جنبش کارگری می‌تواند در روندی پیوسته و آگاهانه، به سطحی بالاتر از سازمان‌یافتگی و توان سیاسی ارتقا یابد و افق تاریخی خود را روشن‌تر دنبال کند.

 

با کلیک کردن روی تصویر زیر، کتابچه را دانلود کنید!

مطالب مرتبط