جنگ خاورمیانه و تشدید رقابت امپریالیستی: اروپا در تلاش برای حفظ جایگاه خود در هرج و مرج جهانی

مقدمه

با وقوع جنگ در خاورمیانه، آمریکا نتوانست اروپا را همچون گذشته به ‌طور کامل به دنبال خود در مسیر گسترش جنگ بکشاند؛ به ‌ویژه بریتانیا که به ‌طور سنتی یکی از نزدیک‌ترین دنباله‌روهای سیاست خارجی آمریکا بوده است. در جریان جنگ دوازده ‌روزه‌ی آمریکا–اسرائیل علیه ایران در سال ۱۴۰۴، بورژوازی اروپا، اگرچه مستقیماً در حملات نظامی مشارکت نداشت، اما در سطح اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک در قامت نیرویی جنگ‌طلب ظاهر شد و از منطق جنگ امپریالیستی دفاع کرد.

در بررسی جنگ کنونی نیز، اگر اظهارات انتزاعی و ژست‌های دیپلماتیک را کنار بگذاریم و عملکرد واقعی بورژوازی اروپا را مبنا قرار دهیم، سه موضع متمایز قابل مشاهده است.

نخست، موضع جنگ‌طلبانه پیش از آغاز جنگ خاورمیانه؛ زمانی که بخش‌های اصلی بورژوازی اروپا از طریق فشارهای تسلیحاتی، اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک، و همچنین با حمایت و تقویت اپوزیسیون پروغربی، در همراهی با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل به تشدید تنش‌ها دامن زدند و زمینه‌های تقابل نظامی را تقویت کردند.

دوم، از اواسط جنگ، نوعی وضعیت بینابینی پدیدار شد که نه به ‌صراحت جنگ‌طلبی بود و نه صلح‌طلبی بورژوایی؛ بلکه تلاشی بود برای مدیریت موقعیت بورژوازی اروپا در شرایط جدید و حفظ منافع مستقل سرمایه‌ی اروپایی.

سوم، در دوره‌ی آتش‌بس موقت، بورژوازی اروپا در قامت صلح‌طلبی بورژوایی ظاهر شد؛ نه از موضع مخالفت با جنگ، بلکه برای بازسازی توازن قوای بورژوازی اروپا در هرج‌ومرج جدید جهانی و تثبیت جایگاه خود در نظم در حال بازآرایی امپریالیستی.

تبلیغات گسترده‌ای صورت می‌گیرد مبنی بر اینکه جنگ‌طلبان آمریکایی از عدم ورود تهاجمی بورژوازی اروپا به جنگ خاورمیانه ناراضی‌اند و این نارضایتی را آشکارا بیان کرده‌اند. ترامپ از فرانسه گلایه کرد که اجازه نداده هواپیمای حامل تسلیحات از فضای آن کشور عبور کرده و به اسرائیل برسد، و تصریح کرد که «آمریکا این را فراموش نخواهد کرد». اسپانیا نیز اعلام کرده است که حریم هوایی خود را به روی هواپیماهایی که در جنگ با ایران دخیل باشند، خواهد بست. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که ایتالیا نیز به یک هواپیمای نظامی آمریکا که عازم خاورمیانه بود، اجازه فرود در پایگاه سیگونلا در سیسیل را نداده است؛ پایگاهی که اگرچه متعلق به نیروی هوایی ایتالیاست، اما نیروی دریایی آمریکا نیز در آن حضور دارد. آیا این به معنای آن است که بورژوازی اروپا صلح‌طلب شده و مخالف جنگ شده است؟ آیا از افق مارکسیستی و به لحاظ دیالکتیکی در عصر امپریالیسم، امکان صلح‌طلبی شدن برای بورژوازی وجود دارد؟

با وجود اختلافاتی که در سال‌های اخیر میان اروپا و آمریکا پدید آمده است، بورژوازی اروپا در مجموع، اگرچه مستقیماً به جنگ آمریکا نپیوست، اما حمایت کلی خود را از جنگ خاورمیانه و حملات آمریکا–اسرائیل، به ‌ویژه در سطح سیاسی، دیپلماتیک و دفاعی، ادامه داد و در بیشتر موارد ــ هرچند نه در همه موارد ــ به دنباله‌روی از سیاست‌های آمریکا ادامه داده است.

در واقع، اختلاف میان آمریکا و اروپا بر سر اصل جنگ نیست؛ اروپا خود نیز از طریق جنگ اوکراین، عملاً درگیر تقابل امپریالیستی با روسیه است. مسئله بر سر شیوه، زمان و سهم هر قدرت در بازتقسیم نفوذ، حوزه‌های سلطه و منافع است. آمریکا خواهان همراهی بی‌قیدوشرط متحدانش در پیشبرد جنگ و تثبیت هژمونی خود است، در حالی که بورژوازی اروپا می‌کوشد جایگاه خود را در نظم جدید جهانیِ یا در واقع در دل هرج‌ومرج جهانی و در توازن قوای امپریالیستیِ در حال بازآرایی حفظ کند.

 

فهرست مطالب:

    •   مقدمه
    •  بورژوازی علیه طبقه کارگر، فارغ از بلاغت سیاسی آن
    •  افول موقعیت اروپا
    •  بریتانیا و جنگ خاورمیانه
    •  فرانسه و جنگ خاورمیانه
    •  آلمان و جنگ خاورمیانه
    •  سپانیا و جنگ خاورمیانه
    •  متمدن‌های بربر در نقش دزدان دریایی
    •  روسیه-چین و جنگ خاورمیانه
    •  حمایت اقتصادی، سیاسی، اطلاعاتی اروپا از آمریکا و اسرائیل
    •  پرولتاریا طبقه است، نه ملت
    •  خطوط اصلی مواضع

 

با کلیک کردن روی تصویر زیر کتابچه را دانلود کنید!

مطالب مرتبط