مبارزه با جنگ امپریالیستی بدون مواضع کمونیستهای چپ ممکن نیست
جنگهای امپریالیستی بخش بزرگی از جهان را در ورطه توحش و ویرانی فرو بردهاند و این روند همچنان در حال گسترش است. از جنگ در اوکراین و کشتار در غزه پس از آتشبس گرفته تا تنشهای نظامی میان تایلند و کامبوج، درگیری میان هند و پاکستان، درگیری میان پاکستان و افغانستان، جنگ در میانمار، سوریه، سودان و نیجریه، تنشهای نظامی در ونزوئلا، و اکنون جنگی تمامعیار در خاورمیانه که حدود پانزده کشور را یا مستقیماً درگیر کرده و یا تحت تأثیر خود قرار داده است، هیچ منطقهای از تأثیرات ویرانگر این جنگها مصون نمانده است. این جنگها صرفاً رویدادهای نظامی نیستند؛ بلکه نمود بارز تضادهای عمیق سرمایهداری در عصر انحطاط آن به شمار میروند و بازتابی از شیوه زندگی و مناسبات سرمایهداری در عصر کنونی هستند.
تنشها و جنگهای ویرانگر امپریالیستی تنها از طریق انترناسیونالیسم پرولتری قابل پاسخگویی هستند. این انترناسیونالیسم نه یک شعار تبلیغاتی و نه یک مفهوم انتزاعی است، بلکه شامل مبارزه علیه تمامی اردوگاههای امپریالیستی، پیگیری مستمر مبارزه طبقاتی در سطح جهانی بر اساس منافع طبقه کارگر و تلاش سازمانیافته برای تحقق چشمانداز انقلاب کمونیستی است؛ انقلابی که تنها راه پایان دادن به جنگهای امپریالیستی برای همیشه خواهد بود.
اگر در جریان جنگ جهانی اول، انترناسیونالیسم از طریق مبارزه جناح چپ با خیانت سوسیالدموکراتها به مواضع پرولتری معنا یافت، این مبارزه در دهه ۱۹۳۰ نیز ادامه پیدا کرد، اما این بار در قالب ایستادگی در برابر انحطاط کمینترن تجلی یافت. جنگ اسپانیا آزمونی بود برای کمونیستهای چپ تا درک کنند که جنگ میان جناحهای جمهوریخواه و فاشیست بورژوازی، بخشی از کشمکش میان قدرتهای امپریالیستی است و تنها وفاداری به اهداف پرولتری میتواند مسیر درست را مشخص کند. در جریان جنگ جهانی دوم نیز تنها جریان کمونیسم چپ بود که بر اصول انترناسیونالیستی پای فشرد، به آن وفادار ماند و از آن دفاع کرد.
در دهههای بعد، در جنگ کره، جنگ ویتنام، جنگ خلیج و دهها جنگ دیگر که نظام توحشگر سرمایهداری بر بشریت تحمیل کرده است، کمونیستهای چپ همواره وفاداری خود به اصول انترناسیونالیستی را حفظ کردند. در پی جنگ روسیه–اوکراین (ناتو)، کمونیستهای چپ با ارجاع به کنفرانس زیمروالد، به ویژه جناح چپ آن به رهبری لنین، بیانیهای مشترک صادر کردند و تأکید کردند که جنگ امپریالیستی بخشی جداییناپذیر از شیوه زیست سرمایهداری در دوران انحطاط آن است و در عصر امپریالیسم، فرار از جنگ ممکن نیست.
این سنت انترناسیونالیستی همچنان تداوم دارد. در جنگ خاورمیانه نیز، کمونیسم چپ به سنت وفاداری به انترناسیونالیسم پرولتری پایبند مانده و بر مبارزه طبقاتی کارگران، بهعنوان تنها افق واقعی برای مقابله با جنگهای امپریالیستی، تأکید کرده است. سنتی که نه تنها خون کارگران را در دستان خود ندارد، بلکه همواره مدافع استقلال طبقاتی و اصول انترناسیونالیسم بوده و سمبل مقابله با جنگ و انحطاط سرمایهداری است.
مبارزه با جنگ امپریالیستی امری کاملاً طبقاتی است. طبقۀ کارگر، به عنوان یک طبقۀ جهانی، وطن ندارد و منافعش با منافع بورژوازی همخوانی ندارد. برخلاف توهم پراکنیهای صلحطلبانۀ بورژوازی، کمونیستهای چپ تأکید کردهاند که تنها طبقۀ کارگر جهانی و تنها از طریق مبارزه طبقاتی مستقل قادر به مقابله با جنگ امپریالیستی است. مبارزهای که باید ریشه در سازمانیابی طبقاتی، آگاهی پرولتری و همبستگی بینالمللی داشته باشد، نه در اتکا به قدرتهای بورژوایی یا دولتهای ادعای صلح.
تا زمانی که طبقۀ حاکم خطر خیزش طبقۀ کارگر را به درستی احساس نکند، به سلاخی بی وقفه و توحش خود ادامه خواهد داد. از همین رو، آگاهی پرولتری و مقاومت سازمانیافته نه تنها ابزار دفاع از زندگی کارگران، بلکه شرط تحقق صلح واقعی و پایدار است.
هر تلاش برای روشن ساختن مسیر مبارزه طبقاتی، گامی است در جهت مقابله با منطق ویرانگر سرمایهداری و نشان دادن جایگاه تاریخی طبقه کارگر جهانی در ساختن دنیایی بدون جنگ و استثمار سرمایهداری. بیانیهها، مقالات و مواضع کمونیستهای چپ را مطالعه، مورد بحث و حتی نقد کنید و همچنین باز نشر دهید؛ زیرا گسترش این تحلیلها و دیدگاهها بخشی جداییناپذیر از مبارزه علیه جنگهای امپریالیستی و دفاع از استقلال طبقاتی طبقه کارگر است.
زنده باد کمونیسم چپ!
مرگ بر جنگ امپریالیستی!
زنده باد جنگ طبقه علیه طبقه!
صدای انترناسیونالیستی
14 اسفند 1404
با کلیک کردن روی تصویر زیر، مقاله را دانلود کنید!





















